مسئولیت دولت در حفظ ارزش پول ملی و مهار افت ارز
هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل ابعاد مسئولیت دولت در حفظ ارزش پول ملی و مهار افت ارز با تأکید بر سیاستگذاری پولی، حکمرانی اقتصادی، مدیریت ارزی و اعتماد عمومی بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و بر اساس روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعه پژوهش شامل اساتید دانشگاه، کارشناسان بانک مرکزی، پژوهشگران حوزه اقتصاد و مدیران اجرایی مرتبط با سیاستهای پولی و ارزی در شهر تهران بود که از میان آنان 21 نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته عمیق گردآوری شد و تحلیل دادهها با استفاده از الگوی ششمرحلهای براون و کلارک انجام گرفت. برای افزایش اعتبار یافتهها از بازبینی مشارکتکنندگان و توافق میان کدگذاران استفاده شد. نتایج نشان داد که مسئولیت دولت در حفظ ارزش پول ملی دارای شش بعد اصلی شامل مسئولیت سیاستگذاری پولی، حکمرانی اقتصادی، مدیریت ارزی، مسئولیت حقوقی و قانونی، اعتماد عمومی و توسعه اقتصاد واقعی است. یافتهها بیانگر آن بود که کنترل نقدینگی، استقلال بانک مرکزی، هماهنگی نهادی و شفافیت سیاستی از مهمترین عوامل مؤثر بر ثبات پول ملی هستند. همچنین نتایج نشان داد که ضعف حکمرانی اقتصادی، رشد بدهی عمومی، افزایش انتظارات تورمی و مدیریت ناکارآمد بازار ارز، نقش معناداری در تشدید افت ارزش پول ملی دارند. علاوه بر این، تقویت تولید داخلی، توسعه صادرات غیرنفتی و ارتقای اعتماد عمومی به عنوان مهمترین راهکارهای بلندمدت برای کنترل نوسانات ارزی شناسایی شدند. بر اساس نتایج پژوهش، حفظ ارزش پول ملی نیازمند رویکردی جامع و هماهنگ در حوزه سیاستهای پولی، مالی، حقوقی و حکمرانی اقتصادی است. دولتها زمانی میتوانند در مهار افت ارز موفق عمل کنند که علاوه بر کنترل متغیرهای پولی، اصلاحات ساختاری، شفافیت نهادی، پاسخگویی اقتصادی و حمایت از بخش تولید را به صورت همزمان دنبال کنند.
بررسی عوامل مؤثر بر افزایش کارایی و اثربخشی سیستمهای حسابداری مدیریت
هدف این پژوهش شناسایی و تبیین عوامل کلیدی مؤثر بر بهبود کارایی و اثربخشی سیستمهای حسابداری مدیریت در شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث روش اجرا توصیفی–پیمایشی با رویکرد همبستگی است. جامعه آماری شامل حسابداران و کارشناسان مالی شرکتهای بورسی بوده و نمونهای 384 نفری با استفاده از جدول مورگان و روش در دسترس انتخاب شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه استاندارد 24 گویهای بر مبنای طیف لیکرت پنجدرجهای بود که پایایی آن با آلفای کرونباخ تأیید شد. دادهها با استفاده از نرمافزارهای SPSS 24 و AMOS 24 و از طریق مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) تحلیل شدند. همچنین برای ارزیابی مدل اندازهگیری از تحلیل عاملی تأییدی و شاخصهای برازش استفاده گردید. نتایج نشان داد که تمامی متغیرهای مستقل شامل پشتیبانی تصمیمگیری و کنترل عملکرد، فرآیندهای حسابداری مدیریت، اطلاعات و دادهها، گزارشگری و تحلیل عملکرد، فناوری و نوآوری، و مدیریت هزینه و کنترل موجودی دارای تأثیر مثبت و معنادار بر کارایی و اثربخشی سیستمهای حسابداری مدیریت هستند (P<0.05). بیشترین ضریب تأثیر مربوط به متغیر گزارشگری و تحلیل عملکرد (β=1.490) و پس از آن اطلاعات و دادهها (β=0.840) و مدیریت هزینه (β=0.778) بوده است. تمامی فرضیههای پژوهش در سطح اطمینان 95 درصد تأیید شدند. یافتهها نشان میدهد که ارتقای همزمان ابعاد اطلاعاتی، فرآیندی، فناورانه و کنترلی در سیستمهای حسابداری مدیریت، نقش تعیینکنندهای در افزایش کارایی و اثربخشی این سیستمها دارد و تقویت این ابعاد میتواند به بهبود تصمیمگیری مدیریتی و عملکرد سازمانی منجر شود.
تأثیر افزایش استقلال هیات مدیره بر کیفیت گزارشگری مالی و تلاش حسابرسان مستقل
هدف این پژوهش بررسی تأثیر افزایش استقلال هیئتمدیره از طریق افزایش نسبت مدیران غیرموظف بر کیفیت گزارشگری مالی و میزان تلاش حسابرسان مستقل در شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران بود. این پژوهش از نوع کاربردی و مبتنی بر روش شبهتجربی و پسرویدادی بود که با استفاده از دادههای ترکیبی و رگرسیون چندمتغیره انجام شد. جامعه آماری شامل شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران بود و نمونه پژوهش شامل 163 شرکت طی دوره زمانی 1390 تا 1400 بود. دادههای مورد نیاز از صورتهای مالی، گزارشهای حسابرسی، سامانه کدال و نرمافزار رهآورد نوین استخراج شد. برای آزمون فرضیهها از مدلهای دادههای تابلویی با رویکرد اثرات ثابت و روش GLS استفاده شد. متغیر مستقل پژوهش نسبت مدیران غیرموظف به کل اعضای هیئتمدیره بود و متغیرهای وابسته شامل کیفیت گزارشگری مالی و تلاش حسابرس بودند. همچنین متغیرهای کنترلی شامل اندازه شرکت، اهرم مالی، رشد فروش، بازده داراییها، دوره تصدی حسابرس و اندازه مؤسسه حسابرسی در مدلها لحاظ شدند. نتایج آزمون فرضیه اول نشان داد که افزایش نسبت مدیران غیرموظف تأثیر معناداری بر کیفیت گزارشگری مالی ندارد (β=0.0029, p=0.7289). بنابراین فرضیه اول پژوهش رد شد. در مقابل، نتایج فرضیه دوم نشان داد که افزایش نسبت مدیران غیرموظف تأثیر مثبت و معناداری بر تلاش حسابرسان مستقل دارد (β=0.4436, p=0.0764) و فرضیه دوم در سطح خطای 10 درصد تأیید شد. همچنین اندازه شرکت و اندازه مؤسسه حسابرسی اثر مثبت و معنادار بر تلاش حسابرس داشتند، در حالی که اهرم مالی و رشد فروش اثر منفی و معنادار نشان دادند. ضرایب تعیین مدلها نیز نشان داد که متغیرهای توضیحی توان مناسبی در تبیین تغییرات متغیرهای وابسته دارند.نتایج پژوهش نشان داد که صرف افزایش تعداد مدیران غیرموظف در هیئتمدیره الزاماً منجر به بهبود کیفیت گزارشگری مالی نمیشود و اثربخشی این سازوکار به پویایی، تخصص و کارایی اعضای مستقل وابسته است. با این حال، افزایش استقلال هیئتمدیره موجب افزایش تلاش حسابرسان مستقل شده است که بیانگر تقویت نقش نظارتی هیئتمدیره و تمایل به دریافت خدمات حسابرسی با کیفیت بالاتر میباشد. این یافتهها نشان میدهد که استقلال هیئتمدیره میتواند بهصورت غیرمستقیم از طریق افزایش نظارت حسابرسی، کیفیت فرآیند گزارشگری مالی را تقویت کند.
ارائه الگوی سناریوهای بانکداری سایه تحت بروز اختلال ساختاری نوروتیک در نظام اقتصادی ایران
هدف این پژوهش، ارائه و تحلیل سناریوهای محتمل بانکداری سایه در بستر بروز اختلالهای ساختاری نوروتیک در نظام اقتصادی ایران است. این پژوهش با رویکردی اکتشافی–توسعهای و ترکیبی در دو فاز کیفی و کمی انجام شد؛ در فاز کیفی از نظریه دادهبنیاد با سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی بر پایه 20 مصاحبه خبرگان استفاده گردید و سپس با روش دلفی میزان اجماع نظری بررسی شد؛ در فاز کمی نیز با بهرهگیری از تحلیلهای ماتریسی، میکمک و سناریوپردازی، پیشرانهای کلیدی و چشماندازهای آینده ترسیم شدند. نتایج نشان داد که ساختار پارادایمی بانکداری سایه شامل شرایط علّی، زمینهای، مداخلهگر، استراتژیها و پیامدها بوده و ریسکهای سیستماتیک و مالی بهعنوان پیامدهای کلیدی شناسایی شدند؛ تحلیل سناریویی چهار وضعیت «مرگ تدریجی»، «انفجار»، «شعله آتش» و «طَلّه خاکستر» را آشکار ساخت که در میان آنها سناریوی «مرگ تدریجی» بهعنوان محتملترین حالت تحت تأثیر بُعد پارانوئید اختلال نوروتیک تعیین گردید. یافتهها بیانگر آن است که اختلالهای ساختاری نوروتیک، بهویژه در بُعد پارانوئید، نقش تعیینکنندهای در تشدید پیامدهای منفی بانکداری سایه دارند و میتوانند مسیر آینده نظام اقتصادی را به سمت سناریوهای پرریسک سوق دهند.
ارائه الگوی پیشبینی ریسک اعتباری مبتنی بر هشدار سریع با استفاده از الگوریتمهای فراابتکاری (مطالعه موردی: بانک سپه)
هدف این پژوهش ارائه و اعتبارسنجی یک الگوی ترکیبی و هوشمند برای پیشبینی ریسک اعتباری با قابلیت هشدار زودهنگام و تصمیمگیری پیشدستانه در نظام بانکی است. این پژوهش با رویکرد پسرویدادی و دادهمحور بر روی مشتریان حقوقی بانک سپه انجام شد. جامعه آماری شامل 2847 شرکت طی سالهای 1397 تا 1401 بود که با نمونهگیری طبقهای متناسب، 340 شرکت انتخاب شدند. دادهها از صورتهای مالی، سوابق اعتباری و اطلاعات رفتاری استخراج و پس از پیشپردازش شامل نرمالسازی، حذف دادههای پرت و کنترل عدم توازن آمادهسازی شدند. برای تحلیل، مدلهای کلاسیک شامل رگرسیون لجستیک و مدل بقا (کاکس) و مدلهای یادگیری ماشین شامل SVM و شبکه عصبی به کار رفت. بهینهسازی پارامترها و ترکیب مدلها با الگوریتم ژنتیک انجام شد. ارزیابی عملکرد با شاخصهای دقت، حساسیت، ویژگی، F1 و AUC صورت گرفت . نتایج نشان داد متغیرهای نقدینگی، سودآوری، جریان نقد و سابقه تعامل اثر کاهنده معنادار بر احتمال و زمان نکول دارند، در حالی که اهرم مالی اثر افزاینده دارد. مدلهای غیرخطی عملکرد بهتری نسبت به مدلهای خطی نشان دادند. مدل ترکیبی فراابتکاری با بیشترین مقدار AUC و کمترین خطای نوع دوم بهعنوان مدل برتر شناسایی شد و پایداری آن در تحلیل حساسیت تأیید گردید. همچنین مدل بقا قدرت بالایی در پیشبینی زمان نکول (C-index بالا) نشان داد. الگوی پیشنهادی با تلفیق یادگیری ماشین، مدلهای کلاسیک و بهینهسازی فراابتکاری، دقت پیشبینی ریسک اعتباری را افزایش داده و امکان پایش پویا و هشدار زودهنگام را برای تصمیمگیری مدیریتی فراهم میکند.
تحلیل رفتار سرمایهگذاران با بکارگیری فینتک در بانکهای خصوصی ایران
هدف این پژوهش، تبیین و طراحی یک مدل مفهومی جامع از رفتار سرمایهگذاران در تعامل با فناوریهای مالی (فینتک) در بانکهای خصوصی ایران است. این پژوهش از نظر ماهیت کیفی و با رویکرد تحلیل مضمون انجام شده است. دادهها از طریق مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته با 17 نفر از خبرگان حوزه بانکداری و فینتک جمعآوری شد که با روش نمونهگیری هدفمند (گلولهبرفی) انتخاب شدند. فرآیند تحلیل دادهها شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی بوده و با استفاده از نرمافزار MAXQDA انجام گرفت. اعتبار دادهها از طریق اشباع نظری، بازبینی خبرگان و تحلیل مکرر متون تضمین شد. یافتهها نشان داد که پنج مضمون اصلی شامل تحول دیجیتال در خدمات بانکی، ارتقای اعتماد و امنیت داده، رفتارشناسی سرمایهگذار دیجیتال، تصمیمگیری دادهمحور و توسعه سرمایه انسانی مالی دیجیتال، به طور معناداری در شکلدهی رفتار سرمایهگذاران نقش دارند. همچنین نتایج بیانگر آن است که تعامل میان تحلیل کلانداده و سوگیریهای رفتاری، تعیینکننده کیفیت تصمیمگیری مالی بوده و اعتماد به فناوری به عنوان متغیر میانجی، اثرگذاری سایر عوامل را تقویت میکند. نتایج پژوهش نشان میدهد که موفقیت در پیادهسازی فینتک در بانکهای خصوصی، مستلزم تلفیق ابعاد فناورانه، رفتاری و نهادی است؛ بهگونهای که علاوه بر توسعه زیرساختهای دیجیتال، بازمهندسی فرهنگ فناورانه و ارتقای سواد مالی دیجیتال نیز به عنوان پیشنیازهای اساسی در بهبود تصمیمگیری سرمایهگذاران ایفای نقش میکنند.
بسط رویکرد سریندیپیتی جهت جریانسازی یادگیری در دانش حسابداری
هدف این پژوهش، تبیین و بسط رویکرد سریندیپیتی بهمنظور شناسایی و اولویتبندی محرکهای جریانهای یادگیری در دانش حسابداری است. این پژوهش با رویکرد آمیخته انجام شد. در بخش کیفی، با بهرهگیری از نظریه دادهبنیاد، 14 مصاحبه نیمهساختاریافته با خبرگان دانشگاهی حسابداری انجام و دادهها طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. در ادامه، برای اعتبارسنجی یافتهها از روش دلفی استفاده شد. در بخش کمّی نیز، با استفاده از تحلیل ماتریسی و مقایسههای زوجی، مولفههای محوری شناساییشده اولویتبندی شدند. جامعه آماری بخش کمّی شامل 25 حسابدار رسمی بود که بهصورت هدفمند انتخاب شدند. نتایج نشان داد که یادگیری در دانش حسابداری در چارچوب رویکرد سریندیپیتی دارای ماهیتی چندلایه و متأثر از تعامل عوامل شناختی، ساختاری و اجتماعی است. در این میان، شش مولفه محوری شامل قابلیتهای ادراکی، تفکر، آموزشی، اجرایی، فرهنگی و همگرایی شناسایی شدند. یافتههای کمّی بیانگر آن است که «قابلیتهای ادراکی» بهعنوان مهمترین محرک جریانهای یادگیری نقش تعیینکنندهای در فرایندهای کشف، تفسیر و خلق معنا در حسابداری ایفا میکند. بر اساس یافتهها، تقویت قابلیتهای ادراکی و ایجاد بسترهای یادگیری اکتشافی میتواند به ارتقاء کیفیت یادگیری و افزایش اثربخشی تصمیمگیری در حوزه حسابداری منجر شود و زمینهساز توسعه نوآوری در این حرفه گردد.
ارائه مدل بهرهوری مؤسسات حسابرسی با رویکرد تئوری محدودیتها
هدف پژوهش حاضر ارائه مدل بهرهوری مؤسسات حسابرسی با رویکرد تئوری محدودیتها و شناسایی ابعاد، مؤلفهها و گلوگاههای مؤثر بر کارایی و کیفیت خدمات حسابرسی از دیدگاه خبرگان حوزه حسابرسی و حسابداری مدیریت بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، کیفی و مبتنی بر نظریه دادهبنیاد بود. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران مؤسسات حسابرسی، حسابرسان ارشد، اعضای هیأت علمی دانشگاهها در رشته حسابرسی و متخصصان حسابداری مدیریت بود که با روش نمونهگیری گلولهبرفی انتخاب شدند. در مجموع با 14 نفر از خبرگان در سال 1404 مصاحبههای نیمهساختاریافته عمیق انجام شد. دادهها با استفاده از نرمافزار Atlas.ti نسخه 9 و از طریق کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل گردیدند. در مرحله کدگذاری باز، 326 کد اولیه استخراج شد و سپس در قالب ابعاد و مؤلفههای اصلی طبقهبندی شدند. جهت ارزیابی پایایی، ضریب کاپای کوهن محاسبه شد که مقدار 0.75 و سطح معناداری 0.00 بهدست آمد و پایایی مناسب مدل را تأیید کرد. یافتههای پژوهش نشان داد که عوامل زمینهای شامل مدیریت منابع انسانی و ظرفیت محدود تیم، هماهنگی و جریان اطلاعات، کنترل و نظارت داخلی، سیاستها و ساختار سازمانی و حاکمیت شرکتی بودند. در بخش عوامل علّی، آموزش و توسعه مهارت کارکنان، فشار کاری و زمانبندی پروژهها، فشار روانی و انگیزه کارکنان، مدیریت ریسک و تحلیل مالی شناسایی شدند. همچنین عوامل مداخلهگر شامل استفاده از فناوری و ابزارهای مدیریت، مقاومت کارکنان در برابر تغییر، سازگاری با قوانین و انعطافپذیری مالی بودند. نتایج نشان داد مقوله محوری مدل شامل کیفیت و دقت حسابرسی، کارایی عملیاتی، کاهش دوبارهکاری و مدیریت گلوگاهها است. راهبردهای اصلی شامل پایش و بهبود جریان کار، مدیریت و بهینهسازی فرایندها، استانداردسازی و تقسیم وظایف مناسب بودند. پیامدهای حاصل از اجرای مدل نیز شامل کاهش خطا و اصلاحات پس از گزارش، افزایش اعتبار حرفهای مؤسسات حسابرسی و بهبود جریان عملیات حسابرسی بود. نتایج پژوهش نشان داد که بهرهوری مؤسسات حسابرسی تابع تعامل پیچیدهای از عوامل انسانی، ساختاری، مدیریتی و فناورانه است و تئوری محدودیتها میتواند چارچوبی اثربخش برای شناسایی و مدیریت گلوگاههای عملیاتی در این مؤسسات فراهم سازد. بهکارگیری راهبردهای مبتنی بر استانداردسازی فرآیندها، مدیریت جریان کار، توسعه مهارتهای تخصصی و استفاده از فناوریهای نوین میتواند منجر به افزایش کیفیت حسابرسی، کاهش دوبارهکاری، ارتقای کارایی عملیاتی و تقویت مزیت رقابتی مؤسسات حسابرسی شود.
دربارهی مجله
نشریه حسابداری، امور مالی و هوش محاسباتی یک نشریه علمی با دسترسی آزاد است که به پژوهشهای پیشرفته در تقاطع حسابداری، اقتصاد و هوش محاسباتی اختصاص دارد. این نشریه بستری پویا برای محققان دانشگاهی، حرفهایهای صنعت و سیاستگذاران فراهم میکند تا جدیدترین پیشرفتها، مطالعات تجربی، پیشرفتهای نظری و کاربردهای ابزارهای محاسباتی را در حل مسائل پیچیده حسابداری و اقتصادی به اشتراک بگذارند. تعهد ما به پیشبرد نوآوری در موضوعات گسترده نشریه، پژوهشهای میانرشتهای را که شکافهای موجود بین اقتصاد، حسابداری و هوش محاسباتی را پر میکند، تشویق میکند.
ما بر این باوریم که آینده حسابداری و اقتصاد در همافزایی هوش مصنوعی (AI)، یادگیری ماشین (ML) و سایر روشهای محاسباتی نهفته است که میتوانند دقت، کارایی و قدرت پیشبینی مدلهای مالی و فرآیندهای تصمیمگیری را ارتقا دهند. این نشریه از مقالاتی که به پیشرفتهای نظری، ارائه بینشهای کاربردی یا مطالعات موردی که قدرت هوش محاسباتی در تحول اقتصاد مالی را نشان میدهند، استقبال میکند.
اطلاعیه #1
درباره مجله حسابداری، امور مالی و هوش محاسباتی
- وضعیت چاپ: الکترونیکی
- دوره چاپ: فصلنامه
- زبان مجله: فارسی همراه با خلاصه مبسوط انگلیسی
- نوع مجله: علمی پژوهشی
- دسترسی به مقالات: رایگان
- نوع داوری: دوسو ناشناس (حداقل دو داور)
- مدت زمان بررسی اولیه: 3 الی 5 هفته
- زمان داوری: 1 تا 3 ماه
- هزینه داوری: ندارد
- رتبه ارزیابی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در سال 1402: رتبه ب
- ایمیل مجله: jafci2023@gmail.com
داشتن شناساگر ارکید برای تمامی نویسندگان الزامی است. برای دریافت اینجا (https://orcid.org/register) ثبت نام کنید.(راهنمای دریافت شناساگر ارکید).
تمامی مقالات ارسالی به این مجله قبل از ورود به فرآیند داوری از طریق نرم افزارهای مشابهت یاب «سمیم نور» بررسی خواهند شد.